رهنمودهای عرفانی به زبان ساده و خودمانی

محمداسماعیل دولابی در روستای دولاب از توابع تهران زاده شد. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و در عین حال به صورت آزاد به دانش‌آموزی در جلسات علمای دینی معاصر مانند آیت‌الله سید محمد شریف شیرازی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله تقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی و شیخ محمدجواد انصاری پرداخت.


محمداسماعیل دولابی در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود و این بیان جدید باعث جذب جوانان و قشر تحصیل‌کرده در جلسات هفتگی وعظ او بود.

از آنجا که وی سلوک معنوی را از خود آغاز کرده بود مطالب وی بیشتر بیان زندگی‌نامه عرفانی و شرح حال خویش است. و روش و ابزار و اسلوب سلوک وی بیشتر بر پایه «محبت» استوار است.

« دنیا غیر از دیوانه همه عاشق‌اند، ولو اغلب عشق مجازند، اما همان عشق هم پیش خدا شریف است، مجاز هم پلی به‌سوی‌ حقیقت است و از حقیقت سر در می‌آورد.»

وی «مرگ‌اندیش نیست و مرگ را ویران می‌کند» دیدگاه او پیرامون مرگ دو وجه دارد یکی آنکه این رویداد را ملاقات با خداوند ارزیابی می‌کند و از سوی دیگر آنرا هماره همراه انسان می‌داند: موت همیشه همراه ماست. وقتی می‌خوابیم گویا می‌میریم و آنرا تمرین می‌کنیم. وقتی که نفس را بیرون می‌دهیم، در حقیقت می‌میریم و با نفس دیگر ادامه حیات می‌دهیم.... وقتی جان دادن خیلی خوب وقتی است، هنگام تجلی خداست... با نزدیک شدن به آن مست می‌شوند به همبن خاطر بدان سکرات گفته می‌شود.

وی مرگ خواه نیست اما آمادگی برای آنرا سبب استفاده بهتر از عمر می‌داند: «آمادگی موت خوب است نه زود مردن، بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پر ارزش خواهد بود. حضرت امیر فرمود یک ساعت دنیا را به همه آخرت نمی‌دهم.»

او دنیا و آخرت را به شب و روز تشبیه می‌کند: «دنیا شب صرف است و قیامت روز صرف و برزخ بین الطلوعین است. شیعیان دراین دنیا بین الطلوعین را طی می‌کنند.» او چندان از ارزش دنیا می‌کاهد و آنرا سایه‌ای از آخرت می‌پندارد که حتی آنرا شایسته نکوهش هم نمی‌داند:«دنیا آن قدر خیالی است که اگر با خیالت همراه من بیایی، یک باره می‌بینی که جان داده‌ای و آمده‌ای آن طرف.»

دیدگاه‌ها و سلوک عرفانی وی گذشته از همه مفاهیم عرفان اسلامی دیدگاه‌هایی نو دارد. روش‌ها و آداب توصیه شده توسط وی ساده‌است:«او هیچ مشقی را برای رسیدن به هیچ چیز تجویز نمی‌کند. رهیافت او تماشا در فضای آرامش است.»

نماز می خوانی و عبادت می کنی و خدا را می خوانی بگو الهی شکر. چهار پنج بار الهی شکر بگو تا لااقل شیرینی شکر به لبت برسد. کم کم از خدا ممنون می شوی.دستگاه قلب و جان چنین است. از خدای خود که راضی شدید خدا هم از شما راضی می شود. می شوید راضیه مرضیه. شاکر و مشکور

 

طوبی درختی است در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که هر شاخه‌اش در بهشت در خانه یک مومن است و او هر چه اشتها دارد از آن شاخه بهره می‌برد. آیا آن محبتی که به خوبان داری طوبی نیست؟ اگر خدا را دوست دارید مال این شجره است. هر چه میل دارید از آن می‌گیرید. هروقت یادش می‌کنی از هر غمی راحت می‌شوی.

از گفتارهای وی کتابی موضوعی با نام «مصباح‌الهدی» توسط یکی از شاگردان و دوستداران وی (مهدی طیب) گردآوری شده‌است که در زمان حیات حاج آقای دولابی توسط خود وی ایراداتی از این مجموعه گرفته شد. سخنان دولابی در کتاب مصباح الهدی توسط طیب دستخوش تغییرات اندکی شد که این موضوع باعث شد طیب اجازه چاپ این کتاب را با نام آقای دولابی از دست بدهد.طوبای محبت تنها کتابی است که سخنان مرحوم دولابی بدون هیچ تغییر و دخل و تصرفی در آن موجود می‌باشد.

بخشی از بیانات ایشان در این کتاب گرانقدر را با هم مرور می کنیم:

 

تاثیر زبان

اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا. بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی. اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت را از بین می برد...

امیدوارم جلوی زبانت را بگیری که موثر است. (طوبای محبت، جلد یک، صفحه 37)

شهیدش کن!

جان دادن همیشه یک جور نیست. با شمشیر می توان سر کسی را بزنی و او را بکشی. با احسان هم می توان. با عطا و احسان می توانی شهیدش کنی. برای آزمایش، درباره پدرت خوبی کن. امان نده که پدرت تلافی کند. آن وقت ببین پدرت گریه می افتد ... احسان شهید می کند و هم می میراند. خیلی سریع تر از شمشیر.(همان جلد یک، صفحه 155)

اگر چهار مرتبه بگویی بیچاره ام و عادت کنی، اوضاع خیلی بی ریخت می شود... همیشه بگویید الحمدلله، شکر خدا. بلکه بتوانی دلت را هم با زبانت همراه کنی. اگر پکر هستی دو مرتبه همراه با دلت بگو الحمدلله. آن وقت غمت را از بین می برد...

شرط قبولی اعمال

در حج کسی را دیدم گفت التماس دعا دارم. گفتم التماس دعا یعنی چه؟ گفت یعنی حجی که آمده ام قبول کند. گفتم خودت آن را قبول داری؟ گفت نه.

گفتم: «اگر من بگویم قبول کند مرا هم می گیرند. می گویند صاحبش آن را قبول ندارد، آیا تو بیشتر از صاحبش دلت می سوزد. اقلا خودت اول بپذیر که خدا به تو توفیق داده است و تو را به سرزمین مکه آورده است.»

نماز می خوانی و عبادت می کنی و خدا را می خوانی بگو الهی شکر. چهار پنج بار الهی شکر بگو تا لااقل شیرینی شکر به لبت برسد. کم کم از خدا ممنون می شوی.دستگاه قلب و جان چنین است. از خدای خود که راضی شدید خدا هم از شما راضی می شود. می شوید راضیه مرضیه. شاکر و مشکور.(همان جلد سه، صفحه 145. 146)

سری کتاب های طوبای محبت تا سال 1391، شش جلد می‌باشند که توسط فرزند او، محمد دولابی توسط انتشارات محبت چاپ و توزیع شدند. جلد یک این کتاب در زمان حیات دولابی به چاپ رسید. انتشارات محبت، چاپ آثار محمداسماعیل دولابی را بر عهده دارد.



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : دو شنبه 30 دی 1392برچسب:, | 23:28 | نویسنده : هــــفـــتــــکـل ســـــــلام |